 |
.gif) .gif)
مژده ... مژده ...
باسلام
دوستان میدونستید که شما میتوانید
شعر مورد علاقه ی خودتون رو سفارش بدید؟
... .gif) .gif) ...
نظربه اینکه بسیاری ازهنرمندان و دوستداران شعر و هنر روزانه صفحات زیادی از نوشته های شاعران و هنرمندان را ورق میزنند
تا شعر مورد علاقه شان را ( درهرزمینه ای : عرفان..دوستی..عشق و ... ) پیدا کنند. دراین وبلاگ سعی کرده ایم کار را برای شما آسان کرده باشیم
با این ابتکارخلاق ما شما میتوانید نظم یا نثرخود را در هرزمینه ای با زبان شیرین فارسی سفارش دهید
حتی می توانید به عنوان هدیه ای ماندگار شعر سفارشی را به عزیزانتان هدیه کنید
و یا برای مناسبتهای خاص ( عروسی ، تولد و ... ) میتوانید شعر مورد علاقه تون را سفارش دهید
همچنین خوانندگان ترانه ها میتوانند در هر موضوعی برای سرودن ترانه هایشان از خدمات واگذاری اشعار و سفارش شعر ما بهره مند شوند
ما نهایت تلاشمان را در خشنود سازی شما هنرمندان و دوستداران هنر بکار خواهیم گرفت
لطفا با نگاه معنی دریابتان به چند نمونه از کارهای ما که در وبلاگ موجودند ازنظرات سازنده تان ما را بهره مند سازید
برای اطلاع از نحوه سفارش شعر کلیک کنید
سفارش شعر ,
مژده ,
شعر ,
شعر مورد علاقه ,
زبان شیرین فارسی ,
عشق ,
شعرعاشقی ,
شعرمذهبی ,
شعرعرفانی ,
شعرسفارشی ,
دانلودشعر ,
ترانه ,
سرودن شعربرای ترانه ,
سرودن شعربرای انواع ترانه ,
سفارشات شما ,
شعرشما ,
کادوی عروسی ,
کادوی تولد ,
فقط شعر ,
باشعرزندگی کن ,
باشعرزندگی زیباتراست ,
اشعارما ,
وصف طبیعت باشعر ,
وصف شهروروستا ,
عاشقی ,
شعرعشقی ,
شعربرای معشوقه ,
|
 |
 |
 |
 |
 |
کوه سنگی از دود غم بر سینه ام بگذاشته اند
مرا چون بلال در سوز گرمای عرب بسته اند
احدی خواستم بگویم اما بلال گفته بود
به ناچار درد دلم را می نگارم ...
ای آن کسی که باید سالها بود می رسیدی
ای آن کسی که باید گلکاری زندگی را تو می کردی
ای تو که بهترین بدترینی
ای تو که بدترین بهترینی
به هزار زحمت در این غوغای جمعیت حضور دوست چنگی به دل می زند اما افسوس که دوست می رود و مرا که سهل است خود باخته لقب می گیرد
|
 |
 |
 |
 |
 |
در این دیار بی پناهی هر دمم تو را سزد به راهی
گر مرا لایق سردرنیامد وز نیک تو را چه خوش بباید
دلم را تهی هرگز نشاید عشقت در دلم نیرو فزاید
ور دین مرا خود نشمردی خود به دل و من به فنا سپردی
ای کاش درد دلم نهان بود امروز حال پریشان چه سود
صبحا خوشی به خشکی فکند که ای دل من نمانی گزند
ور شب شد و دل چشم به راه است که این دل من چاره به چار که بست
هر چه رسید آن نبود آنکه درد دلم را ربود
زین سبب آهم بسوخت که دید مرا رهایم ندوخت
ای کاش حیاتم بباخت عوضش چاره ی دردم بساخت
|
 |
 |
 |
 |
 |
زمانی ... عشق را در دست دو کودک بازیچه یافتم
خواستم ... که برگیرم و عشق ر ا محفوظ سازم
اما نه ... عشقی که تا بازیچه بودن پایین رود
محکوم به بازیچه ماندن است!!
|
 |
 |
 |
 |
 |
...
سراپرده ی این عمر فانی درخورد عشقم تا تو بدانی
گر مرا خواهی در دار باقی عمر تیغم دا خود بنا نهی
دردم بالاشدکاکای من دید گوشم کشیده اشک ازرویم چید
صبرا ای غمی به کجا روی دانی کز این در به کجا شوی
سخن بزرگ شنیده رفتم سخن را داده به جنون گشتم
به دیار او شتابان رفتم نرفته دیدم که چه کشیدم
من برای چه چه پریشانم عدم یا وجود را سوی حالم
قانونی جدید بنا نهادند لیاقت به کل فنا نهادند
قانونی جدید ,
یار ,
ذهن یار ,
لیاقت ,
رویا ,
معشوق ,
سرمایه ,
سرمایه زندگی ,
جنون مجنون ,
جنون ,
مجنون ,
سخن بزرگ ,
کاکا ,
درد ,
بالا ,
عمرفانی ,
عشقم ,
تو ,
دارباقی ,
بنا ,
اشک ,
کجا ,
سخن ,
شتابان ,
فنا ,
|
 |
 |
 |
 |
 |
.gif) .gif) .gif) .gif)
آنگاه که سکوت همه جا را دربرگرفته است
آنگاه که تاریکی رنگ اول و آخر دنیاست
آنگاه که ترس احساس و ارمغان هر دلی است
آنگاه که عشق نفسهای آخر را میکشد
آنگاه که نور در حال مخفی شدن است
آنگاه که ...
آنگاه منتظرم که نور وجودت تاریکی دنیایم را برباید
آنگاه منتظرم عشق پر سروصدایت سایه ی ترسم را بسوزاند
.gif) .gif)
عشق پر سروصدایت ,
عشق پر سروصدا ,
منتظرم ,
سایه ی ترسم ,
آنگاه منتظرم ,
نور ,
نور وجودت ,
تاریکی دنیایم ,
دنیا ,
عشق ,
احساس و ارمغان هر دلی ,
احساس و ارمغان ,
احساس ,
ارمغان ,
ترس ,
سکوت ,
همه جا ,
نفسهای آخر را میکشد ,
نفسهای آخر ,
تاریکی ,
رنگ اول و آخر ,
|
 |
 |
 |
 |
 |
.gif) ...
زین دیار رست فانی دین بین تا می توانی
ور درس دین نخوانی در مصدق دین بمانی
گر مصرع دین ندانی در خلقتت خدا نشانی
... .gif) .gif)
در خلقتت خدا نشانی ,
دیار ,
مصرع ,
مصراع ,
فانی ,
دین ,
تامی توانی ,
تامیتوانی ,
درس دین ,
مصدق دین ,
مصرع دین ,
|
 |
 |
 |
 |
 |
.gif) ...
دلا بخیز کز بهر تو رسید همدمی برخیز و بر سر گلی بزن دمی
گیر از او تو عطر و بوی خرمی تا شایدت بخت روشده بماند جمی
از عمق فهم خود من یاد ندارم که او بیخود به در زند از هر سری
ای دل دان که او آمده چون تو تویی پس کم نگیر آنرا که نام خود می نهی
جوشیده رحم ا ز خود گرد و بیا تا او نباشد برگشته و غمی
رو کن آنرا که تا حال علّ بودن است تا تو آنرا که باید شوی شوی
... .gif) .gif)
همدم ,
گل ,
بخت روشده ,
جوشیده رحم ,
عل بودن ,
تو ,
دلابرخیز ,
عطر ,
عطروبوی خرمی ,
بخت ,
عمق فهم ,
یاد ,
او ,
به درزدن ,
دل ,
اوآمده ,
خود ,
کم نگیر ,
بیا ,
برگشته وغمی ,
|
 |
 |
 |
 |
 |
.gif) .gif) .gif)
ره رو به سوی که کنم ای خدای وطنم
تو که اهدا نمودی من که تلف کردم چه کنم
خدایا فکر من برهان بلکه طبقش چه کنم
خدایا روح من بسوزان بلکه رخ به رویش نکنم
ای همه کس که می شنوی هرچه را اراده کنم
کاری کن که نشنوی تا هرگز اراده نکنم
|
 |
 |
 |
 |
 |
.gif) .gif)
امروز و هر روز فکر از سرپرید رو سوی عشقت در سر پرورید
احساسی دگر در دل لانه کرد احساسی کهن همان آه سرد
اما امروزم دلخوش ترینم چون در فردایم تو را می بینم
از درون دل ندایی آمد ای سوزیده دل دگر شد شاید
خود باوری کن یکبار دیگر نشان یزدان سوی دل ببر
دگر آخر است جز این را در است گر بازی نشد دلت را ببست
از ورای نه مصلحت آمد سعی ای دگر نمی انجامد
اما اگر شد خام فریبیم چون خواب خوش افسانه دیدیم
.gif) .gif) .gif)
برای دریافت توضیح شعرلطفا به ادامه مطلب بروید
|
 |
 |
 |
 |
|
|
|